| |
|
در بحبوحه بحران (بين مجلس و شوراي نگهبان) در بحث تائید صلاحيت ها مسأله حاكميت دو گانه و خروج از حاكميت مطرح شد و در اين زمينه استانداران وزرا و حتي نمايندگان مجلس وقتي رد صلاحيت شدند گفتند ما استعفا مي دهيم تا چه حد اين بحث صحت داشت الان پس از گذشت 4سال از عمر مجلس هفتم و انتخابات مجدد وضعيت چه طوري است جبهه مشاركت انتخابات مجلس هفتم را تحریم كرد آيا پس از گذشت زمان حزب مشاركت مي خواهد به عنوان يك اپوزوسيون خارج از حاكميت كار كنند ويا در چارچوب نظام كار انجام دهد اگر شق دوم درست است تغيير نگرش در تفكر مشاركت اتفاق افتاده يا تغيير مشي حاكميت باعث شده كه به یک تعاملی برسیم و جبهه مشاركت به این نتیجه برسه که می تواند در چارچوب حاکمیت کار کند |
|
اشتباهي در صحبت شما بود که تصحیح می کنم. جبهه مشاركت انتخابات مجلس هفتم را تحريم نكرد چون تحریم یک بار حقوقی دارد و اینکه یک حزب لیست ندهد با بحث تحریم متفاوت است. جبهه مشاركت قطعاً آن آنتخابات راتحريم نكرده بود. سؤال شما اساساً مبتني بر یک پیش داوري در خصوص انتخابات مجلس هشتم است . شما بنا را بر اين گذاشتيد كه جبهه مشاركت فعالانه در انتخابات مجلس هشتم شركت مي كند و برای شما این سوال پیش آمده كه جبهه مشاركت كه در مجلس هفتم شركت نكرده چطور شده كه در انتخابات مجلس هشتم شركت مي كند. اين چنين پیش داوري هایی درست نيست چون هنوز 6 ماه ديگر تا انتخابات باقي مانده است .اين كه انتخابات به چه سمتي مي رود و تایید صلاحيت ها و رد صلاحيت ها به چه صورت خواهد بود ، وقتي كه اتفاق افتاد مي توانيم قضاوت كنيم. نگراني كه در انتخابات مجلس هفتم وجود داشت امروز هم وجود دارد و اين نگراني فقط مختص جبهه مشاركت نيست و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و بقيه اصلاح طلباني كه تحت عنوان پيش رو شناخته شدند هم این نگرانی را دارند . حتی شخص آقای خاتمی ، به عنوان كسي كه سعي كرده در جبهه اصلاحات اعتدال و ميانه روي ايجاد كند ، خود ايشان هفته گذشته گفتند که ما انتظاراتي از انتخابات داريم و منتظريم كه اين انتظارات برآورده شود. ما بايد صبر كنيم ببينيم اين انتخابات چگونه برگزار خواهد شد. اگر رد صلاحيت ها به همان صورت گسترده و غير قانوني كه در انتخابات مجلس هفتم رخ داد در انتخابات مجلس هشتم هم اتفاق بیافتد نبايد انتظار داشت كه همه تشكل هاي اصلاح طلب به طور وسيع و گسترده در چنين انتخاباتي شركت كنند. |
|
|
البته مساله پیش داوري به خاطر اخباري است كه از جبهه دوم خرداد به گوش مي رسيد ، صحبت هاي آقای كروبي وبقيه دوم خرداد كه مي گفتند وحدت شكني نكنيد ، به نظر می رسید مشاركت قصد دارد كه دراين زمينه وارد عمل شود |
|
استراژي جبهه مشاركت وهمه اصلاح طلبان هميشه مشخص بوده است. سياست ورزي كه جز از طریق صندوق راي امكان پذير نيست. جبهه اصلاحات و حركت آن همواره در چارچوب قانون اساسي و نظام جمهوری اسلامی بوده است و امروز هم همين است و هيچ تغييري نكرده است. مساله اين است كه در انتخابات مجلس هفتم با برخورد غیر قانونی که شورای نگهبان در رد صلاحیت گسترده کاندیدا ها انجام داد امكان مشاركت و سياست ورزي از طريق صندوق راي را از طيف وسيعي از تشكل هاي سياسي و مردم گرفت و آن ها هم به طور طبيعي در انتخابات شركت نكردند و راي ندادند و شايد هم برخی راي دادند. امروز هم هيچ تفاوتي نيست. جبهه مشاركت و بقيه اصلاح طلبان هميشه گفته اند كه اصلاحات هميشه در چارچوب قانون و نظام است و به اعتقاد من اصولا بحث اصلاحات بازگشت به قانون اساسي و آرمان هاي انقلاب اسلامی است. من شخصاً معتقدم كه در جاهايي انحرافاتي در انقلاب و آرمان هاي انقلاب و آرمان های قانون اساسي اتفاق افتاده است ، من به عنوان يك اصلاح طلب حرفم اين است كه اين انحرافات نبايد اتفاق بيافتد. بنا براين حركت اصلاحات هميشه در چارچوب قانون اساسی بوده و الان هم اگر 6 ماه ديگر امكان سياست ورزي و مشاركت در اختيار مردم وگروه هاي سياسي قرار داده نشد و اجازه ندادند كه گروهها از حق قانوني خودشان براي انتخاب كردن و انتخاب شدن استفاده كنند نبايد انتظار داشت كه گروههاي سياسي بيايند پیاده نظام حركتي شوند كه بر خلاف مصالح كشور و نظام می دانند. |
|
|
در حالي كه كرسي هاي مجلس دست دوم خرداد و طيف اصلاح طلب بود ، به اين نتيجه رسيدند كه نمي توان در اين چارچوب كاركرد ، آيا آن حاكميت دو گانه اشتباه بود . فرض كنيد تاييد صلاحیت آن طور که شما می خواهید انجام شود و شما برید مجلس آيا شما فكر نمي كنيد بعد از 3 سال به همان مرحله خواهيد رسيد و خواهید گفت که اصلاحات به بن بست خورده است و انسداد سیاسی رخ داده است |
|
يك مشكلي كه ما در كشور داريم ، عمومي كردن و تعميم دادن قضايا است. بحث خروج از حاكميت توسط يك قشر بسيار كوچك و در بخش كوچكي از نيروهاي اصلاح طلب مطرح شد و خيلي زود هم فروکش كرد و اينكه ما آن را به همه اصلاح طلبان تعميم دهیم درست نيست. |
|
|
مشكلي كه دوم خرداد با آن دست به گريبان بوده اين است كه شفافيت در داخل جبهه دوم خرداد زياد نبوده يعني اين كه دیدگاهها و نظراتی در داخل جبهه دوم خرداد بیان می شد و هیچ یک از گروههای دوم خردادی آن را نفی نمی کردند و مرز خود را نسبت به آن دیدگاه تعیین نمی نمودند و بنابراین کسانی كه خارج از جبهه دوم خرداد هستند این گونه فکر می کنند که این دیدگاه و تصمیم اکثریت گروههای دوم خردادی است و به اکثریت گروهها تعمیم داده خواهد شد |
|
خوب شما طبیعتا حق دارید که برایتان چین ابهامی پیش بیاید ولی مقداري كار تبليغاتي شد توسط دستگاه هايي كه مخالف جريان اصلاحات بودند و هستند و اين چنين مسائلي را بزرگ نمايي کرده و به آنها دامن مي زنند . به هر حال بحث خروج از حاكميت بحثي بود كه توسط اقليت بسيار محدودي مطرح شد و اصولاً نام جبهه دوم خرداد خودش گویاست. "جبهه" يعني يك مجموعه سیاسی كه طيف بسيار وسيعي از نظرات مختلف را در بر مي گيرد . در طرف مقابل جبهه اصلاحات هم عملاً با جبهه اي كه خودش را اصولگرا ناميده است مواجه هستيم كه بين دو سر آن هم اختلافات بسيار زيادی وجود دارد. ما راهي جز سياست ورزي بر اساس قانون اساسي و از طريق صندوق راي نمي شناسیم. بنابراين تا جايي كه مي توانيم بايد در چارچوب نظام و حركت اصلاحي فعاليت خودمان را ادامه دهيم و جايي كه امكان به ما داده نشد طبيعتاً ما هم تكليفي نداريم . مباحثي كه اطراف مجلس ششم رخ داد ، بحث تحصن و استعفا به علت اعتراض به برخورد غير قانوني شوراي نگهبان بود. خداوند نیز صراحتاً در قرآن فرموده است که: "من دوست ندارم كه كسي داد بزند وصداي خود را بلند كند ، مگر آن كه مورد ظلم واقع شده باشد". واقعاً در آن جا به كساني ظلم شده بود و آن ها هيچ چاره اي جز داد زدن نداشتند و متاسفانه رسيدگي هم نشد. من پيشنهاد مي كنم به شما به عنوان يك رسانه كه بررسي كنيد كه در آن زمان شخص رئيس جمهور و رئيس مجلس به دنبال اين بودند كه انتخابات را برگزار نكنند به خاطر اينكه ميزان رد صلاحيت ها بسيار زياد بود و مقام رهبري دستور دادند كه انتخابات به موقع برگزار شود و بعد رسيدگي شود . انتخابات توسط دولت برگزار شد ولي امروز با گذشت 5/3 سال ا ز آن انتخابات شايد لازم باشد كه ببينيم آیا اين بررسي و رسيدگي انجام شد ؟ كجا رسيدگي شد ؟ آيا آن هزاران نفري كه رد صلاحيت شدند حتي در مورد يك نفر هم اشتباه نشده بود؟ آيا عقل انسان مي پذيرد كه سيستمي آنقدر دقيق باشد كه چند هزار نفر را رد کند و يك نفر خطا نباشد؟ خوب است كه در این مورد بررسي و نتیجه به مردم اطلاع داده شود. |
|
|
نقاط ضعف و قوت مجلس هفتم چیست و عملکرد آنرا در مقایسه با مجلس ششم چگونه می بینید؟ |
|
بزرگترين ضعف مجلس هفتم را در اين مي بينم كه به جاي مصالح دراز مدت كشور ، به پيروزي در انتخابات رياست جمهوري نهم و مسائلي از اين قبيل فكر كردند. بارز ترين نمونه طرح تثبيت قيمت ها بود كه در اولين سال مجلس هفتم تصويب شد و شخص آقای حداد عادل مصاحبه كرد و گفت كه اين عيدي مجلس هفتم به ملت ايران است. در حالي كه اغلب صاحب نظران اقتصادي مي گفتند كه اين كار ضرر هاي جبران ناپذيري به كشور وارد خواهد كرد ، اما كاملا مشخص بود که نگاهشان براي گرفتن رياست جمهوري بود و اين چنين ضرر هايي به مملكت وارد كردند و آثار آن را هم امروز به عینه مي بينيم . مشكلات بنزين ، بد هي هاي عظيم شركت هاي آب و برق و ... اما حالا آقای حداد عادل در دفاع از افزایش 25 درصدی قیمت بنزین گفته اند كه وقتي در سال 15-10 درصد تورم داريم بی معني است كه قيمت بنزين ثابت بماند! اين ها چنین حركت هايي را انجام دادند كه بتوانند قوه ي اجرايي را در دست بگيرند. تضعيف بعد نظارتي مجلس را به شدت در اين دوره شاهد بوديم و مجلس هفتم از اختيارات خود تا آنجا كه مطلوب بود استفاده نکرد. در مجلس ششم كارهاي اساسي انجام شد مثل: اصلاح قانون ماليات ها ، تسهیل سرمايه گذاري خارجي ، طرح توازن منطقه ای مربوط به استان های محروم ، تک نرخی شدن قیمت ارز و حركت هایي از اين قبيل كه زمينه را به صورت دراز مدت مساعد مي كرد كه كشور به سمت توسعه و ترقي برود و بسياري از اين ها در مجلس هفتم ناديده گرفته شد. البته اين بدین معنا نيست كه مجلس ششم ضعف نداشته و مجلس هفتم قوت نداشته است. مجلس هفتم هم قطعا نقاط قوتی داشته است که يكي از نقاط قوت مجلس هفتم بحث سهميه بندي بنزين بوده كه دربودجه 86 تصويب شد و دولت زير بار نمی رفت و به خاطر داريم كه سخنگوي دولت و برخي از اعضاي دولت حاضر نبودند اين كار را انجام دهند و حتي در نهايت وقتي كار به فشار رسيد و مجلس فشار آورد ، اين مصوبه با تاخیر توسط دولت اجرا شد و البته الان هم مصوبه مجلس به طور كامل انجام نشده است . بنابراين ، يكي از نقاط قوت مجلس این بود كه به دولت فشار آورد تا كار را انجام دهد ، گر چه که دولت به صورت ناقص و با معايب زيادی اين مصوبه را انجام داد. در مجموع در زمینه مصالح درازمدت کشور و نظام ، مجلس ششم را بسيار موفق تر از مجلس هفتم مي دانم. |
|
|
در گفتگو با بیرجند نیوز عملكرد فعلي نمايده مجلس بیرجند را ضعيف ارزيابي كرده بوديد ، اینجا یک سوال پیش می آید و آنهم اینکه نماينده فعلي مجلس هفتم آقاي عبادي مجلس پنجم كانديد بودند و راي آوردند. با اوج گيري بحث دوم خرداد و اصلاحات در مجلس ششم راي نياورد ومهندس آيتي راي آوردند ، در دور هفتم گفتید رد صلاحيت ها زياد بود ولی در سطح بيرجند انتخابات رقابتي بود به علت اين كه از هر طیفی كانديد وجود داشتند ، با توجه به شناختی كه نسبت به آقاي آيتي و عبادي وجود داشتند باز هم به آقاي عبادي رجوع شد، شما دليل اين رجوع را چه مي دانيد؟ |
|
این رجوع دو علت اساسي داشت. دلیل اول تفرقه اي كه بين گروههاي اصلاح طلب بود. از این طیف ، آقای آيتي ، خانم دکتر خاتمي و آقای راشدي در رقابت بودند كه اين باعث شد كه تعداد زيادي از افراد اصولا راي ندهند و اگر مانند انتخابات مجلس ششم شاهد یک اجماع در جبهه اصلاحات بوديم ترديد ندارم كه نتیجه مي توانست تغيير كند . دليل دوم : تبليغات وسيعي كه بر عليه اصلاح طلبان شد. در سطح كشور ما با يك فرايند تخريبي و سياه نمايي مواجه بوديم كه متاسفانه اين فرایند تاثير خود را در بعضي افراد داشت و اين طور وانمود شد كه حركت اصلاح طلبي يك حركت ضد دینی و آمريكايي و بيگانه پرستانه است . در استاني كه سه برابر متوسط كشوري جمعیت تحت پوشش كميته امداد دارد و در استاني كه متوسط درصد بيسوادي آن بسیار بيشتر از متوسط كشوري است ، طبيعتا چنين تبليغات سوئي بر روي افرادي كه شايد دسترسي كامل به اطلاعات ندارند و به قضايا به صورت گذرا و سطحي نگاه مي كنند قطعا تاثير مي گذارد. من اين را بيش از اين كه رجوع به سياستها و تفكر آقاي عبادي بدانم ، بيشتر نتيجه ي تفرقه ي اصلاح طلبان و سياه نمايي دستگاه هاي تبليغاتي عليه اصلاحات می دانم. نكته ديگر اينكه شايد عدم تقسيم استان خراسان ، كه تا زمان برگزاری انتخابات مجلس هفتم انجام نشد ، در راي بعضي ها تاثير گذار بود. |
|
|
در آن زمان اوج قدرت گروههای دوم خردادی بود و مجلس و دولت در اختیار آنها بود همچنین روزنامه های بیشماری که از آنها حمایت می کرد . تضعیف دو جناح توسط هر کدام از آنها انجام می شد ولی حجم سیاه نمائی که شما می گوئید تا آن اندازه نبود چون دوم خرداد هم از ابزار های تبلیغاتی خود به خوبی استفاده می کرد |
|
اين بحث مشخص مي كند كه ما اختلاف نظر داريم و این البته طبيعي است. در بحث رسانه ها با توجه به اينكه تاثير گذارترين رسانه در كشور ما رسانه ملي است كه پوشش داخلي بیش از 95 در صد كشور را دارد و اين رسانه به طور كامل در اختيار جريان ضد اصلاحات بوده و هست. تنها به عنوان یک مثال ، در قضيه كنفرانس برلين سيمای ج ا. تصاویر را دستكاري كرد و تصاوير رقص یک نفر و لخت شدن یک نفر دیگر که مربوط به جلسه روز دوم بود را اول نشان داد و بعد تصاویر مربوط به جلسه روز اول را نشان داد. در نتیجه ، به بیننده اینچنین چنان القا كرد كه افراد ايراني حاضر در جلسه نشسته اند و رقص وآن حركات را ديده اند! در صورتي كه اين طور نبوده و همه اعضا هیات ایرانی به محض شروع آن حرکات ناهنجار ضدانقلابیون جلسه کنفرانس راترک کردند و حتی آقای اکبر گنجی ، که به همین دلیل 6 سال زندانی بود ، روز دوم کنفرانس به دلیل سرماخوردگی در هتل بود و اصلا در محل کنفرانس حاضر نبود! رسانه ملي در چند سال اخير رسالت سياه نمايي و ضربه زدن به جریان اصلاحات را بر عهده داشت. در حال حاضر هم این رسانه تبديل به روابط عمومي دولت شده و جوري رفتار مي كند كه گویی در 25 سال بعد از انقلاب هيچ كاري انجام نشده و همه اقدامات مفید در همین دو سال اخير انجام شده است! نقش سياه نمايي و تبليغات سوء بسيار زياد بوده است. در نماز جمعه و تریبون های مختلف هم توسط افراد مختلف و با استفاده از احساسات ديني مردم صحبت هايي مي شده و از طریق دادن نسبت هاي غلط به جريان اصلاحات توانستند مردم را تحريك كنند كه نتيجه آن را در انتخابات مجلس هفتم ديديم. |
|
|
با اوج گيري تبليغات جبهه دوم خرداد ، با تبليغات كه روزنامه ها كرده بودند صدا و سیما را به سیمای لاریجانی تشبیه کردند و این گونه بیان می شد و در اذهان جا افتاده بود که هرچه صدا و سیما می گوید بر عکس آن درست است. |
|
در همه طبقات اجتماع اين طور نيست. در طبقاتي كه از تحصيل وآگاهي اجتماعي كمتري برخوردار هستند اين جوري نیست. هستند اقشاري كه آنچه از صدا وسيما مي شنوند را به عنوان وحی منزل مي دانند. از انتخابات شوراي دوم به بعد ، جبهه اصولگرا ، با 25-20 در صد آراي مردم سر كار هستند . واين جوري نيست كه بگويم 80 درصد آراي مردم را دارند . آقای احمدي نژاد در دور اول پنج میلیون و ششصدهزار راي آورد و در دور دوم هم که 17 میلیون رای آورد از بین 48 میلیون رای دهنده بود که کمتر از 36 درصد کل رای دهندگان است ودر 27-26 سال بعد از انقلاب رئيس جمهوري نبوده كه كمتر از 50 در صد راي داشته باشد. بنابراين ، اين تبليغات سوء در طبقاتی از اجتماع تاثير گذار بوده و در چند انتخابات اخير همان 25- 20 درصد كافي بود كه جريان اصلاحات نتواند به قدرت برسد . |
|
|
نظرتان نسبت به اختلافاتي كه الان در جبهه دوم خرداد به وجود آمده چیست ، چشم انداز ائتلاف در كشور و در استان را چگونه مي بينيد ؟ |
|
ما اخیرا شاهدکمتر شدن اختلافات در جبهه اصلاح طلبان هستیم و بر عکس اختلافات بين اصول گرايان افزایش يافته است. دليل اين امر اين است كه در 2 سال اخير كه اصلاح طلبان از قدرت دور بودند فرصت تامل و تعمق داشتند و بر عكس اصولگرايان كه تمام مملكت را به صورت يكدست در اختيار دارند در بحث تقسيم غنائم به طوركامل به درگيري كشيده شده اند و اختلافات آنها بیشتر شده است . اختلافات طبيعي است. من معتقدم در ايران ما از لحاظ حزبي وسياسي ضعيف هستيم و این هم به دليل حملاتي است كه ارباب قدرت به احزاب مي كنند. همين چند وقت پیش شخص رئيس جمهور حمله شديدي به مقوله تحزب كرد و حرف هايي زد كه برخي دور از واقعيت و انصاف بود تا جايي كه حتی دبير کل حزب مؤتلفه هم به شدت به این موضوع اعتراض کرد. ارباب قدرت اجازه نداده اند در كشور ما فرهنگ تحزب ایجاد شود . در دولت قبل مبلغ ناچيزي براي تقويت احزاب اختصاص يافت و اتفاقا بيشترین مبلغ را هم حزب مؤتلفه به دليل سازماندهي خوبي كه داشت مي گرفت اما در اين دولت اين مبلغ حذف شد و اين نشانگر اين است كه قصد دارند که تحزب از بين برود و حزب وجود نداشته باشد ، در صورتي كه خودشان در قالب تشکیلات دیگری به صورت پشت پرده از منافع و مزاياي كار حزبي بهره می برند اما به الزامات آن پايبند نيستند . چون ما به لحاظ تاريخي در کارهای حزبی ضعیف هستیم ، هر كس فكر مي كند كه خودش بايد کاندیدا و نماینده شود . من ریشه اختلافات را در نبود فرهنگ تحزب می دانم و به این دلیل این اختلافات بیشتر بروز می کند. اینکه آينده ائتلاف چه می شود قابل پيش بيني نيست . با شرايطي كه امروز وجود دارد ، به نظر می رسد که انتخابات مجلس هشتم مانند مجلس هفتم خواهد بود. اگر بدتر نباشد بهتر هم نخواهد بود و به دليل رد صلاحيت های گسترده غیر قانونی و دخالت بعضی نهادها در انتخابات ممکن است بدترهم باشد كه در اين صورت بخشی از اصلاح طلبان تمایل به شركت نخواهند داشت . البته درصد کمی از اصلاح طلبان معتقدند که باید به هر قيمتي وارد قدرت شد که در اين صورت ممكن است اختلافات بيشتر شود . فعلا بيشترين اختلافات در جناح مقابل جبهه اصلاحات ، یعنی در جبهه اصول گرايان ديده مي شود . البته در این خصوص هشدارهايي هم توسط برخی از بزرگان اصولگرا داده مي شود اما به نظر مي رسد كه بعضي عناصر تازه به قدرت رسيده به هيچ وجه حاضر نيستند به الزامات كار گروهي تن دهند و ضربه آن را هم در انتخابات شورای سوم شهر تهران ، كه این طیف تازه از راه رسیده راي نياورد ، خوردند. به هر حال ، ائتلاف گسترده و فراگیردر جبهه اصلاحات در انتخابات منوط به سلامت انتخابات و تضمين حداقل هاي انتخابات است . اگر انتخابات بدون حداقل ها برگزار شود مطمئن هستم كه ائتلاف فراگيري رخ نمي دهد. |
|
|
اگر تاييد صلاحيت ها به شكل مجلس ششم باشد فكر مي كنيد شاهد شكل گيري دوم خرداد دیگری خواهيم بود ؟ |
|
با عملكرد بسیار ضعيف دولت نهم قطعا می توانیم دوباره شاهد یک خيزش ملي باشيم . دولت نهم و مجلس هفتم بعد از چند سال از سرکارآمدن شان در براورده کردن شعارهای اصلي خود مطلقا موفق نبوده اند. مثال های این ناتوانی عبارتند از : تورم افسار گسيخته ، بی عدالتی و فاميل سالاري که به خصوص در دولت نهم دیده می شود ، وضعيت نا مطلوب در سياست خارجي که بر خلاف ادعاهايي كه آقايان مي كنند ، ايران متاسفانه در حال حاضر بيش از هر زمان ديگري در انزواي بين المللي قرار دارد ، قطع نامه هايي كه توسط شوراي امنيت براي اولين بار بر عليه ايران صادر شده است ، در صورتی که ما حتي درزمان جنگ تحميلي هم قطع نامه و تحريم شوراي امنيت نداشتيم . متاسفانه تا به حال دو قطع نامه بر علیه ایران صادر شده و فرانسه به دنبال اين است كه قطع نامه سوم هم صادر شود که امیدوارم اینگونه نشود. ضعف عملكرد دولت نهم و شرايط نامطلوب داخلي و خارجي شرایطی را فراهم كرده است كه اگر يك انتخابات قانوني و رقابتي برگزار شود ، قطعا دوباره شاهد تکرار حماسه دوم خرداد خواهيم بود. |
|
|
آیا قطع نامه های صادر شده ناشی از یک سری اقدامات در دولت قبل نبود مثل توافق سعد آباد و بروکسل ؟ |
|
قطع نامه هايي كه بر علیه ایران صادر شده محصول اقدامات دولت هاي قبل نبود بلکه دقيقا محصول چرخش هاي 180 درجه اي بود كه دولت نهم ايجاد كرد و چاشنی آن حرف هاي بسيار نسنجيده ای بود كه توسط مسئولین دولت نهم زده شد ، مثل بحث هولوكاست و دعوت از نژادپرستان آمريكایی كه در تهران با رئيس جمهور ما ديدار كردند ، كه اين كار بسيار تاسف برانگيز بود . قطع نامه ها محصول سياست هاي غلط دولت نهم بود . در خصوص سیاستهایی که قبل از دولت نهم اتفاق افتاد بد نیست نکته ای را عرض کنم . در دیداری که در زمان مسئولیتم در دانشگاه بیرجند با مقام رهبري داشتیم ، رئیس یکی از واحدهای دانشگاه آزاد گفت که به قول دکتر شریعتی ، تا به حال هیچ قرار داد استعماری توسط یک روحانی امضا نشده است. اشاره او به دکتر حسن روحانی بود که هم شغلش روحانی است و هم اسمش روحانی. مقام رهبری در پاسخ گفتند : "به هیچ وجه اینطور نیست. نگرانی و پیگیری شما خوب است ولی این مسئله یک مسئله ملی است و در سطح ملی دارد مدیریت می شود". در صحبت های اخیر رهبری هم آمده است که آنچه در دولت هاي قبلي رخ داد ، مثل توافق سعد آباد ، همه تصمیمات نظام بود . |
|
|
اگر بپذیریم که این مسئله به صورت ملی مدیریت می شده هم در زمان دولت اصلاحات ومجلس ششم و هم در این زمان مدیریت به صورت ملی و توسط نخبگان انجام می شود و فراجناحی است و هم در دولت آقای خاتمی و هم در این دولت رویکرد به این مسئله یک رویکرد دولتی نبوده رویکرد کل نظام بوده و اگر چرخش 180 درجه ای می بینم این رویکرد دولت نهم نبوده است. |
|
یک نکته ای که باید بگویم این است که حداقل مجلس ششم هيچ نقشي در بحث هسته اي نداشت و حتی مجلس هفتم هم فكر مي كنم نقشي ندارد و این پرونده بیشتر به شوراي عالی امنيت ملی مربوط است. اینگونه هم نیست که به صورت فراجناحی و توسط نخبگان مدیریت می شود . بسیاری از نخبگان از این فرایند بدور هستند و نمی دانم تا چه حد این مدیریت فراجناحی است . در زمان دولت آقای خاتمی ، آقایان روحانی و لاریجانی هردو عضو شورای عالی امنیت ملی بودند و هنوز هم هستند. در آن زمان آقای لاریجانی در مصاحبه ای می گوید که مسئولین پرونده هسته ای در غلطان دادند و آب نبات گرفتند! همین فرد وقتی در زمان آقای احمدی نژاد دبیر شورای عالی امنیت ملی می شود ، اقدامات گذشته را محکوم می کند و می گوید نگاه به غرب اشتباه بود و باید رویکرد نگاه به شرق داشته باشیم و می رود با چین و روسیه و هند 5 ماه وقت می گذارد. بعد هم وقتی به نتیجه نمی رسد بر می گردد به همان جایی که در گذشته بودیم! با این تفاوت که الان در موضع ضعف قرارداریم. آن موقع اروپا حاضر بود در یک سطح برابر با ما مذاکره کند اما امروز می گوید من شرط دارم. پرونده ما از آژانس به شورای امنیت نرفته بود اما الان 2 تا قطعنامه شورای امنیت پشت سر ماست . خوب این اشتباهات یک جایی اتفاق افتاده و این اشتباهات هم بعد از آمدن این دولت رخ داده است. |
|
|
با وجود اینکه راه اندازی UCF و غنی سازی تبعاتی داشته است و 2 قطعنامه بر علیه ما صادر شده اما باز هم فکر می کنید ما برگشتیم به نقطه اول و از موضع ضعف هستیم . به هر حال از آن چیزی که ما را می ترساندند یعنی قطعنامه و تحریم اتفاق افتاد واز آخرین حربه خود ، که فرستادن پرونده به شورای امنیت بود ، هم استفاده کردند. اما در عین حال در هفته اخیر ما با آژانس توافق کردیم و بعضی از ابهامات نیز بر طرف شده است. |
|
اشتباه شما این است که می گویید آنها تیر آخر خود را رها کردند. به نظر می رسد که این تازه شروع کار است که امیدوارم اینگونه نباشد. با اینکه روزنامه کیهان را قبول ندارم اما حتی همین روزنامه کیهان ، که به اعتقاد من یک طیف افراطی بر علیه مصالح ملی آن را اداره می کنند ، پس از توافق اخیر با آژانس که رئیس جمهور با خوش بینی گفته بود پرونده هسته ای بسته شد گفت که پرونده بسته نشده و این شروع راه است . به نظر من هنوز تیر نهایی رها نشده و پرونده هنوز بسته نشده و این حد نهایی تحریم ها نیست و ممکن است با مسائل دیگری هم روبرو بشویم ، مثل تحریم های شدیدتر سیاسی و اقتصادی یا حتی ممکن است خدای ناکرده جناح نومحافظه کار و جنگ طلب در امریکا بتواند حمله محدود نظامی بر علیه ایران طراحی و اجراء کند . من معتقدم که ما در این وسط ضرر کردیم . روندی که تازه دولت نهم و مسئولین فعلی پرونده هسته ای به نتیجه رسیده اند که باید انجام بدهند قبلا داشت بدون قطعنامه شورای امنیت انجام می شد . متاسفانه دیپلماسی غلط دولت نهم ایران را شدیدا در دنیا منزوی کرده و متاسفانه زمینه روانی لازم را فراهم کرده تا خدای ناخواسته ضربات شدیدتری را هم به ایران بزنند و در دنیا کسی سوال نکند که چرا . در مجموع من معتقدم که در دوسال گذشته اشتباهات فاحشی اتفاق افتاده که متاسفانه هزینه آن را مردم باید بدهند. |
|
|
بحث کاندیداتوری شما تا چه حد صحت دارد ؟ |
|
به هر حال من دارم بررسی می کنم . بستگی به شرایط دارد . در کشور ما سیر تحولات به حدی سریع است که اصلا قابل تصور نیست . 4 ماه تا ثبت نام کاندیداها فرصت است و من درحال بررسی شرایط هستم و تصمیم نهایی را انشاالله بر اساس شرایط آن زمان خواهم گرفت. |
|
|
از شما به خاطر فرصتی که به ما داید متشکرم. |
|
من هم از شما تشکر می کنم و امیدوارم در انجام رسالت اطلاع رسانی شفاف و همه جانبه و صادقانه انشاالله موفق باشید. |
|